دلم خواست!
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 22:12
راستش حالا که در این سن و سال، روزهای گذشته ی زندگی ام را بالا و پایین می کنم، به طور روشنی پی می برم که من با همه محافظه کار بودنم، کلا آن طوری زندگی کرده ام که دلم خواسته است نه آن طوری که دیگران حکم فرموده اند! این ماجرا از آن جا شروع می شود که با تمام شدن دوران راهنمایی و دو تا شدن دبیرستان من و...
مرد باس چهل سالش باشه!
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 22:12
بابا می گوید: «دختر جان! هیچ می دانی این نره غول بی شاخ و دم متولد 1357 است و چهل سال تمام دارد؟» با خنده جواب می دهم: «آن وقت سیندرلای شما چند سالش است؟» بابا کمی فکر می کند و در حالی که از چشمهایش پیدا است به نتیجه درست و درمانی نرسیده با تردید عددی را می گوید که هفت هشت سالی از سن واقعی ام کمتر ا...
تولدت مبارک عزیزترین من...
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 22:12
تو... همین «تو» دوست داشتنی من! مرد شدی! به همین سادگی... به همین سرعت... یک جوری قد کشیدی که دیگر برای بوسیدنت تو باید خم شوی نه من! یک جوری قد کشیدی که باورم نمی شود یک زمانی تو را روی پاهایم یا در آن گهواره ی نارنجی کوچک خواب می کردم... و امروز درست نوزده سال از اولین روز زندگی ات گذشت... مرد شدی...
سکوتم از رضایت نیست؛ نتیجه تنبه است!
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 22:12
یادم نمی آید چند بار با همه وجودم حرص خوردم از دست مردهایی که اولین و مهم ترین اولویت ازدواجشان، زیبایی چهره خانم است! چه متنهای بلندبالایی در مذمت مردهایی نوشتم که اول عکس طرف را می دیدند و بعد اگر قیافه ی داخل عکس را نمی پسندیدند، حتی حاضر نمی شدند او را حضورا ببینند و چند کلمه ای حرف بزنند. متنفر...
دلیل بهتری پیدا کن
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 22:12
من و تو ممکن است در کنار هم خیلی بهمان خوش بگذرد، اما این به تنهایی، دلیل خوبی برای در کنار هم ماندنمان نیست.